تبليغاتX
ویولن ساز منه - ویولن عشق منه

ویولن ساز منه - ویولن عشق منه

من اوووووووووووومدم!!!

سلام

الحمد لله امتحانام دیگه تموم شد و دوباره اومدم سراغ وب عزیزم

به همین زودیا هم یه آپ خوشگل میکنم که همه حال کنن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مهر 1389ساعت 21:58  توسط فرشاد  | 

آشنایی با دستگاه ها و آواز

موسیقی ایرانی مشتمل بر7 دستگاه و 5 آواز می باشد . دستگاه که در قدیم مقام نیز نامیده شده است به نغمه ها وآهنگ هایی مخصوص اطلاق می شود که همگی دارای ساختار کلی یکسان هستند . آوازها قطعات کو چکی هستند که درگام دستگاه است ولی تونیک متفاوتی دارند.
ناگفته پیداست جملات بالا ، تعاریفی موهوم و گنگ هستند که معنای خاصی رادرذهن متبادر نمی کنند. علت را باید دراین جستجو کرد که اولاً واژه های «دستگاه » و«آواز»در موسیقی ایرانی در معانی مختلف – و حتی متضاد – بکار رفته اند و هیچگاه تعریف جامعی از آنها صورت نگرفته است . تنها در اواخر قرن گذشته ی واوایل قرن حاضر بود که به پایمردی علینقی وزیری و شاگردانش موسیقی ایرانی شکلی علمی به خود گرفت .
از آنجا که «هرجا زبان از بیان قاصرآید ، موسیقی متولد می شود» ، نمی توان روح و حال و هوای موسیقی رانوشت ؛ بااین حال این مقاله برآن است تا موسیقی ایرانی را بسیار ساده شرح دهد .
مایه یا تنالیته بستری است که یک آهنگ روی آن اجرا می شود . در هرتنالیته یک نت نسبت به دیگر نت ها حالت برتری دارد و شنونده به طورطبیعی توالی رسیدن به این نت راحتی می تواند پیش بینی کند . به این نت تونیک (TONIC) می گویند.تفاوت فرکانس وفاصله ی دیگر نت ها نسبت به این نت مقایسه می شود وبا عنوان درجه بیان می شود به عنوان مثال نت دوم بعد ازتونیک ، درجه دوم نامیده می شود .
بطور کلی درموسیقی غربی دو تنالیته ی بسیار کلی داریم : ماژور(MAJOR) ومینور(MINOR ).اما تنوع تنالیتها درموسیقی ایرانی بیشتر می باشدو در واقع همان دستگاه ها و آوازها را تشکیل می دهند. حال به تشریح این تنالیته های ایرانی می پردازیم . موسیقی ایرانی دارای 7 دستگاه و5 آواز می باشد .

دستگاهها عبارتنداز:

 1) شور   2) سه گاه    3) چها رگاه    4) همایون     5) ماهور    6) نوا     7)راست پنجگانه   

 

دستگاه شور :


دستگاهی بسیار قدیمی است و مبنای بیشتر موسیقی ها ی محلی درایل هابه شمار می رود . و متعلقات بسیاری دارد . ابوعطا ،دشتی ، بیات ترک و افشاری ریشه در شوردارند. شور بزرگترین وجامع ترین دستگاه موسیقی ایرانی است . اگر مینور تئوریک رادر موسیقی غربی در نظر بگیرید وفاصله ی دو م آن را ربع پرده پایین بیاوریم ،تنالیته ی شورایجاد می شود،دراثر همین تفاوت اندک ، تغییری بسیار شگرف در تنالیته ایجاد می شود .روح کلی حاکم بر شور حزن و اندوه و غم بسیار است . تاآنجا که مرحوم روح الله خالقی معتقد است : «کدام ایرانی است شوررا بشنود و نوای غم انگیز آن را درک نکند؟»تصنیف کاروان اثر علی تجویدی درهمین تنالیته است . اگر فاصله ی دوم در مینور تئوریک را 5/0 پرده پایین بیاوریم ، شور کلاسیک خلق می شود . شو ر«امیراف » نمونه ای ازاین سبک خاص است

 

دستگاه سه گاه :


دستگاهی است حزن انگیز درعین اینکه می توان آن راشاد تصور نمود و بیشتر برای بیان اندوهی که به شادی می گراید استفاده می شود. اگر درتنالیته ی ماژور فاصله ی سوم و هفتم راربع پرده پایین بیاوریم ،تنالیته ی سه گاه به وجود می آید

 


دستگاه چهار گاه :


ویژگی بارز دستگاه چهارگاه روحیات مختلف و حتی متناقض آن می باشد ؛ درعین اندوه ، می تواند بسیارشاد هم باشد ؛ ضمن اینکه روحیات وحالات میهنی و سلحشوری و جنگ آوری درآن به خوبی نمایان است . تا آنجا که نقالان قدیم ، اشعار شاهنامه را دراین مایه می خوانده اند . درتعزیه ی سنتی ایران نیز هر نقشی دستگاه و آواز مخصوص به خودراداشته است:
«حضرت عباس باید چهارگاه بخواند » تصنیف «مبارک باد»هم که زینت بخش مجالس ازدواج ایرانیان است – که قطعاً هیچگاه جایگزینی نخواهد یافت – درهمین مایه می باشد .اگر درمینور هارمونیک ، فاصله ی پنجم را تونیک قراردهیم و فاصله ی چهارم را – که حالا نسبت به تونیک جدید فاصله ی هفتم می شود – نیم پرده بالا بیاوریم ، مایه ی اصلی چهار گاه بوجود آمده است

 

 
دستگاه همايون :


دستگاهی بسیار دلنشین که نه حزن واندوه شور راداردونه فرح بخشی ماهور را . همایون بعد ازشور ، یکی ازوسیع ترین دستگاههای ایرانی است که بیات اصفهان متعلق به همین تنالیته است .
برای کسانی که موسیقی ایرانی را به طور کاملاً حرفه ای دنبال نکرده باشد، تفکیک همایون ازبیات اصفهان بسیار دشوار است . زیرا هردو از لحاظ فواصل منطبق بر مینور هارمونیک در موسیقی مغرب زمین می باشند . ازاین رو بسیار زیبا می توان آن را طبق اصول علمی هارمونیزه کرد . آهنگ فولکلور«دختر بویراحمدی » نمونه ی خوبی ازگوشه ی شوشتری دستگاه همایون است

 


دستگاه ماهور :


احساس شجاعت ، شادی و امیدواری وپیشرفت در زندگی در آن نمایان است . با وجود شباهت بسیار زیاد وانطباق بر مایه ی ماژوردر موسیقی غربی ، ازلحاظ حس و حال بسیار متفاوت است و باید اعتراف کرد ازلحاظ شاد بودن ، به پای ماژور نمی رسد .علت هم مشخص است؛ روح غم واندوه حاکم برکل موسیقی ایران، این دستگاه راهم شامل می شود . تصنیف زیبای مرغ سحر ، اثر مرتضی نی داوود با شعر زیبای ملک الشعرای بهار نمونه ی بسیار خوبی برای ماهوراست

 

 

دستگاه نوا :


فواصل و درجات دستگاه نوا با شور مشابه است و فقط نت اصلی آن با دستگاه وتنالیته ی شورفرق دارد . شباهت بسیار زیاد آن به شور ، تشخیص وتمیز آن دو را ازهم مشکل می سازد .

 

 

دستگاه راست پنجگاه :


یکی از قدیمی ترین دستگاه های ایرانی است به نظر می رسد اصل ومنشأ آن به زمان ساسانیان برسد . می توان گفت دستگاهی کاملاً ایرانی است . خصوصیات این دستگاه به ماهور شباهت بسیاردارد . درواقع ترکیبی است ازچنددستگاه مختلف وبه همین دلیل «پنجگاه » نام دارد . حتی نوازندگان سازهای ایرانی نیز بایستی احتیاط کامل را به خرج دهند تا وارد ماهور نشوند واین خود دلیلی است برشباهت بسیار این دو.

وآوازها عبارتنداز:

 دشتی ، ابوعطا ، بیات ترک ، افشاری  و بیات اصفهان

 

آواز دشتي :

 

 یکی ازنغمه های دستگاه شور است که خود استقلال نیمه کاملی دارد . بسیاری ازآهنگ های نوین ایرانی ونیز بسیاری ازملودی های پاپ دراین تنالیته اجرا شده اند . روحیات متفاوت دشتی ازخصوصیات آن است . شدت حزن آن به پای شور نمی رسد و به نوعی شادتر است . ازلحاظ ساختاری شبیه به شور می باشد .
ساخته شدن برخی تصنیف ها و آهنگ ها دراین نغمه ، باعث شده روحیات میهنی نیزبه ذهن متبادر شود . ازمعروف ترین این آهنگ ها «ای ایران» اثر مرحوم روح الله خاتمی با شعری ازحسین گل گلاب وسرود «ای وطن » ساخته ی علینقی وزیری می باشند

 

آواز ابوعطا :


به آن «سارنگ » ، «سارنج »و یا  «دستان عرب »نیز می گویند . آوازی است بازاری که میان توده ی مردم رواج کامل دارد . ازلحاظ ساختاری شبیه به شور است وتنها تفاوت آن در توقف مکرر روی درجه ی چهارم ودوم است

 

آواز بيات ترك :

 
بسیار یکنواخت وعامه پسند است و در میان مردم رواج دارد . عارف قزوینی آن را «بیات زندی » نیزخوانده است . اگر درگام ماژور فاصله ی سوم راربع پرده بم کنیم، مایه ی بیات ترک بدست می آید ؛ که تفاوت آن با سه گاه در توقف زیاد در بیات ترک برروی درجات چهارم وسوم است که همین توقف ها حال و هوای متفاوت بیات ترک ازسه گاه را باعث می شود . ازلحاظ محتوای غم و شادی ، بیشتر به سمت شادی وگشادگی خاطر سوق دارد تا به غم . به نوعی بعد ازماهور از شادترین دستگاههای ایران است . اذان بیات ترک باصدای آقای مؤ ذنی ،معروف ترین اذان در کل ایران می باشد که لطافت خاصی دارد

 


آواز افشاری :


آوازی است از دستگاه شورکه نغمه های دردناک دارد . گام آن به سه گاه نزدیک ترازشوراست .بدین ترتیب که اگر درجه ی هفتم مایه ی ماژور راربع پرده بم کنیم توانسته ایم به حال وهوای کلی حاکم برافشاری پی ببریم

 

آواز بيات اصفهان :


نام گوشه ای است دردستگاه همایون که به علت گستردگی زیاد به صورت یک دستگاه در آمده است . فاصله ی چهارم دستگاه همایون ،نت تونیک برای بیات اصفهان است. به عبارت بهتر اگر مینور هارمونیک را به مثابه ی بیات اصفهان بگیریم . فاصله ی پنجم آن تونیک برای دستگاه همایون است . و این نکته شباهت فوق العاده ی دو دستگاه را می رساند.پیش در آمد اصفهان ساخته ی مرتضی نی داوود یکی اززیباترین نغمه هایی است که دراین مایه ساخته شده است و مرحوم مرتضی حنانه تنظیمی بسیار زیبا از آن ، برای تیتراژ سریال هزاردستان ساخته وپرداخته کرده است ،همچنین تصنیف «تابهار دلنشین» و«بوی جوی مولیان»اثرروح الله خالقی نمونه های زیبایی ازاین مایه ی دلنشین موسیقی ایرانی هستند

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 17:18  توسط فرشاد  | 

آموزش نت خوانی

  • تعریف نت :  

دایره یا بیضی کوچکی است که صداهای موسیقی را با ان نشان می دهند که دارای هفت اسم وهفت شکل و هفت صدا می باشد.  ما برای نواختن هر سازی  از نت استفاده میکنیم که ما به طور کلی در موسیقی هفت نت داریم که عبارتند: 1 - دو   2- ر   3- می   4- فا   5- سل   6- لا   7- سی

 

  •  شکل نت های موسیقی :

چون کشش صداهای موسیقی یک اندازه و یکنواخت نیست بنابراین نتهای موسیقی به اشکال مختلف (هفت شکل)درامده اند و هر کدام کشش صدای نت را از حیث مدت زمان کشش معین می کنند. در شکل زیر من همه اشکال نتها را نمایش داده ام و اسم انها به ترتیب از راست به چپ برایتان شرح می دهم و در پایان تو ضیحات کامل را متذکر می شوم. پس نتها عبارتند از:

1- اولین نت از راست که با رنگ آبی مشخص است ودارای دو چنگک هست دولاچنگ نام دارد.

2- دومین نت از راست که با رنگ قرمز مشخص است ودارای یک چنگک هست چنگ نام دارد.

3- سومین نت از راست که با رنگ سبز مشخص است نت سیاه نام دارد.                                  

4- چهارمین نت از راست که با رنگ صورتی مشخص است نت سفید نام دارد.                        

5- پنجمین نت از راست که با رنگ صورمه ای مشخص است نت گرد نام دارد.                            

 

 

  • حروف موسیقی :

همان طور که برای خواندن و نوشتن هر زبان الفبا و قواعدی وجود دارد برای خواندن و نوشتن موسیقی هم علامات و قواعدی وجود دارد که کلیه صداهای موسیقی را به وسیله آنها می نویسند و می خوانند.

 

 

  •    5 خط حامل در موسیقی :                                         

عبارتند از 5 خط مساوی و موازی که به فاصله های مساوی از یکدیگر قرار دارند

 

                                       

                       

 

  •  چند نکته در مورد خطوط حامل :

1- خط اول حامل را از طرف پایین به بالا حساب می کنیم یعنی اولین خط پایین ترین خط است.

2- به وسیله خطوط حامل 11 نت(11 صدا) بطوریکه  5 نت روی خط و 4 نت بین خط و2 نت یکی در بالا دیگری در پایین حامل نشان می دهند.

3 - زیر و بم صدای موسیقی را به وسیله حامل نشان می دهند به این نحو که هر چه نتهای موسیقی به طرف بالا حرکت می کنند صدای انهانسبت به نت قبلشان زیرتر می شوند و به عکس.

 

  •    آ شنایی با مفهوم کشش (دیرند) در ویولن :

با گوش کردن دقیق یک ملودی می توان احساس کرد که اصوات ملودی گاه کوتاه تر و گاه کشیده تر ونیز در لحظه ای زیر و در لحظه ای دیگر بم هستند .

 

  •  کشش (دیرند)(note value ) :

کشش یعنی « زمانی » که هر صدای موسیقایی ادامه می یابد . مثلا اگر آرشه را مدت درازی روی سیم ویولن یا کمانچه بکشیم ، صدای حاصل البته کشیده تر از صدایی است که با کشیدن آرشه به مدتی کمتر پدید می آید . در خط موسیقی ، کشش های متفاوت اصوات را با شکل هایی مشخص نشان می دهند .

 

  •   جدولی برای شکل نت ها از لحاظ کشش :

 

نام نت             مقدار کشش               نسبت زمانی نت ( در مقایسه با گرد )


 

گرد                    معیار اندازه گیری                                                         1/1 

سفید                 نصف گرد                                                                    2/1 

سیاه                  نصف سفید (یک چهارم گرد )                                         4/1

چنگ                  نصف سیاه                                                                 8/1

دولاچنگ             نصف چنگ                                                                16/1

سه لاچنگ          نصف دولاچنگ                                                           32/1

چهارلاچنگ         نصف سه لاچنگ                                                        64/1

 

  •   میزان :

 در موسیقی نشانه هایی برای مشخص کردن دوره ها و تعداد ضرب در هر دوره و تشخیص همه نکته های وابسته وضع شده است . هر دوره بوسیله خطی عمودی که حامل را قطع می کند از دوره های پیش و پس از خود جدا می شود . محتوای میان هر دو خط عمودی را میزان ، و خط های عمودی را خط میزان می نامند.بنابراین محتوای میزان عبارت است از تعداد ضرب ها در هر دوره و جای ضرب های قوی و ضعیف .به عبارت دیگر تعدادی نت که در یک ظرف زمانی جای می گیرند میزان را تشکیل می دهند .

 

  • کلیدها :

کلیدها برای مشخص کردن اسامی نتها روی خطوط حامل قرار می گیرند.

- کلیدها بر سه قسم هستند:1- فا  2- دو  3- سل

- کلیدها روی خط حامل قرار می گیرند نه بین انها

- کلیدها همیشه در سمت چپ حامل قرار می گیرند.

- کلید فا :

همیشه روی خط سوم و چهارم حامل قرار می گیرد.

- کلید دو :

همیشه روی خط اول و دوم و سوم و چهارم حامل قرار می گیرد.

- کلید سل :

همیشه روی خط  دوم  حامل قرار می گیرد.

 

               

  •  فایده کلیدها :

کلید روی هر خطی که قرار گیرد نام خودش را به نتی می دهد که روی ان خط حامل قرار دارد و بقیه نتهای بالا و پایین حامل را از روی ان نت مشخص شده نشان می دهند.

 

  •  خطوط اضافی یا حاملهای فرعی خطوط تکمیلی :

گاهی اتفاق می افتد که صداهای موسیقی از حامل اصلی تجاوز میکند و چون حامل اصلی برای نشان دادن کلیه اصوات کافی نمی باشد بنابراین برای نشان دادن صداهای زیرتر و بم تر به موازات خطوط حامل اصلی خطوط مقطع کوچکی به کار می رود و صداهای زیر و بم را با ان خطوط نشان می دهند.

                 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 17:15  توسط فرشاد  | 

الگوی من : استاد بیژن مرتضوی!!!

آقای بیژن مرتضوی در شمال ایران در نزدیکی دریای خزر به دنیا آمد.وی نواختن ویولن

 را از سه سالگی آغاز کرد.در تهران تحت نظر پنج تن از معتبر ترین و معروفترین 

اساتید ویولن به یادگیری ویولن مشغول شد و تکنیک های ویژه ای همچون

بداهه سازی(و بداهه نوازی) ارکستراسیون :ترتیب و تنظیم: گام ربع پرده و غیره...را

آموخت. در سن هفت سالگی این کودک با استعداد یادگیری نواختن پیانو گیتار

سازهای کوبه ای و سازهای زهی موسیقی سنتی عامه پسند مانند عود تار و

سنتور را فرا گرفت.آقای مرتضوی در یازده سالگی مقام نخست مسابقه کشوری

موسیقی دانش آموزان را کسب کرد.او تنها چهارده سال داشت که یک گروه ارکستر

سی و دو نفری تشکیل داد و ساخته های خود را بار ها در اردوی معروف تابستانی

"رامسر"در ایران اجرا کرد. او بعد از اتمام مقطع دبیرستان به انگلستان رفت.در آنجا

تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مورد علاقه اش مهندسی و نقشه کشی

شهری ادامه داد.همچنین اجرای موسیقی و یادگیری ویولن را دنبال کرد.  در سال

 1979 میلادی به االات متحده آمریکا مهاجرت کرد و به تحصیل در رشته موسیقی در

دانشگاه ایالت تگزاس ادامه داد.سپس در سال 1985درکالیفرنیا سکونت کردو اولین

آلبومش را عرضه کرد که پر فروشترین آلبوم در سال 1990 شد.  مشخصه ای که او را

از همه نوازندگان دیگر متمایز می کند توانایی او در نواختن همه سازهای به کار رفته

در آثارش است. تور داخلی و بین المللی که از سال 1990 آغاز شد برای او مخاطبان

فراوانی در سر تاسر جهان فراهم کرد. اکنون او به عنوان اولین هنرمند ایرانی که

تحت حمایت شرکت های "Nederlander Productions" "Jeep Eagle" " New Dodge"

"Chrysler" می باشد شناخته شده و مورد احترام است.  در سوم جولای 1994 پس

از سی و چهار سال نوازندگی ویولن آقای بی÷ن مرتضوی اولین هنرمند ایرانی بود که

نبوغ مسلم خود را در"Greek Theater" به منصه ظهور نهاد.  یکی از قطعاتی که او در

این کنسرت اجرا کرد "حماسه"(Epic) نام داشت که در یازده سالگی ساخته بود.روی

صحنه کنسرت :آقای مرتضوی (تحقق)رویای کودکی اش را با تماشاگران قسمت

کرد:او آرزو داشت روزی قطعه"حماسه"را همراه با یک گروه ارکستر بزرگ اجرا کند و

موسیقی ملی وطنش را به همه مردم جهان معرفی کند.  این آرزو سرانجام به

حقیقت پیوست. 

                                                                         
                                                             

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 0:10  توسط فرشاد  | 

برای یادگیری ویولن هیچ وقت دیر نیس!!!

با این سئوال آغاز میکنم که یادگیری ویولون از چه سنی مناسب است؟

 
برای رسیدن به یک پاسخ مناسب و قانع کننده به این سئوال لازم است که این

پرسش را از چند زاویه مختلف مورد بررسی قرار دهیم. این سئوال از این بابت جالب

است که دغدغه فکری بسیاری از کسانی است که به صدا و نوازندگی ویولون

علاقمندند ولی نمیدانند که در سنی که در حال حاضر قرار دارند، مناسب یادگیری

است؟ و آیا دیر نشده؟ برای من جالب بوده است که خیلی از کسانی که در سایت

گفتگوی هارمونیک نظراتشان را بیان می کنند، این مسئله را مورد پرسش قرار

میدهند، در طی سالهای مختلفی که در سایت فعالیت داشته ام و همینطور از

دوستانی که در بیرون از فضای سایت دیده ام، این مسئله رو مورد سوال قرار داده اند.

برای بررسی این مسئله اول باید بپردازیم به انسان و توانایی های فکری و جسمی

او؛ تا فرارسیدن سن پیری که کم کم بدن انسان مواجه میشود با تحلیل رفتن توانایی

های عضلانی و فکری و غضروف ها هم دیگر عملکرد سابق را ندارند که این موارد را

هم علم پزشکی تایید کرده و هم کاملا مشهود است، به نظر من، انسان میتواند

فراگیری را در زمینه های مختلف از جمله نوازندگی داشته باشد.

افرادی هستند که 25 سال یا 30 سال دارند و میپرسند آیا میتوانم یادگیری ویولون را

شروع کنم و نگران این موضوع هستند، پاسخ من مثبت است! به این خاطر که انسان

هنوز در این سن، در دوران جوانی است و از نظر عضلانی و فکری ضعفی وجود

ندارد.موردی که باید به آن توجه کرد این است که اگر یک فرد در مسیر زندگی طوری

حرکت کرده باشد که مثلا در راه کسب علم کوشش کرده باشد و توانایی های ذهنی

خود را به تدریج ارتقا بخشیده باشد، میتواند به پیشرفت سریع تری در زمینه فراگیری

ویولن و یا هر رشته فکری دیگری دست یابد.

البته بطور کلی هم این نکته وجود دارد که انسان با بالاتر رفتن سنش به توانایی های

بالاتر فکری میرسد، اگر دقت کرده باشید یک فرد 25 ساله خیلی بهتر از یک بچه 8-7

ساله میتواند بسیاری از مسائل مختلف زندگی یا مسائل علمی را مورد تجزیه و ژ

تحلیل قرار داده و به پاسخهای مناسب برسد و حال اگر در عین حال این فرد در مدت

زندگی اش روی بالاتر بردن توان ذهنی اش هم سرمایه گذاری کرده باشد به نحو

بهتری میتواند آموزش دیدن سازی مثل ویولون را شروع کند.

در همین ارتباط مورد دیگر این است که میپرسند چرا گاهی یک درس ویولون را یک

کودک 7 ساله در مدت یک هفته بهتر از یک فرد 25 ساله در همین مدت مینوازد؟

شاید یک دلیل خیلی مهم مسئله مشغله های فکری و اجتماعی فردی باشد که

سن بالاتری دارد و به طبع دارای مشغله های بیشتری است که این هم میتواند راه

حلی داشته باشد مثلا آن فرد با برنامه ریزی مناسبی که متناسب با مشغله ها و

مسائل کاری، فکری وخانوادگی او است، میتواند به سطح مناسبی از تمرین برسد

که به نظر من کار سختی هم نیست، چراکه هر انسانی میتواند به ارزیابی دقیقی از

وضعیت موجود خود برسد، اگر انسان بتواند اینکار را به نحو مناسب انجام دهد، با

توجه به اینکه دارای قدرت تحلیل ذهنی بیشتری از یک فرد کم سن است، خیلی خوب میتواند جواب بگیرد.

بنابر این انسان تا رسیدن به سن پیری و تحلیل رفتن قوای فکری و جسمی، در

زمینه یادگیری دانش نوازندگی ویولون مشکلی نخواهد داشت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389ساعت 16:27  توسط فرشاد  | 

راستی اگه میخواید درباره من بیشتر بدونید یه نگاهی به قسمت پروفایل بندازید

درضمن با نظراتتون خوشحالم کنید

 

بیوگرافی آقای شادمهر عقیلی:(ویولن زن قهار و ماهر)

 هفتم بهمن ماه سال 1351 خورشیدی در شهر تهران ( خیابان جیحون ) متولد

شد .  او در یک خانواده شش نفره بدنیا آمد. فرزند آخر خانواده است. دو برادرش به

شهادت رسیده اند. پدرش در دوران نوجوانی شادمهر به دلیل سرطان در گذشت از

کودکی با دیدن سازهای موسیقی به این رشته هنری علاقه مند شداز همان آغاز

فعالیت موسیقی ، عشق و علاقه خاصی به نوازندگی و ساخت آهنگ داشت و زیاد

به سمت و سوی خوانندگی نمی رفت. بعد از اتمام مقطع راهنمایی به هنرستان

موسیقی رفت.سال 1376 از هنرستان موسیقی به اتفاق یک گروه به واحد موسیقی

صدا و سیما رفت. فواد حجازی هم جزو آن گروه بود. در همانجا بود که با خشایار

اعتمادی و علیرضا عصار آشنا شد. اولین کار شادمهر با صدای خودش معبود نام

داشت که در زمان خود بارها از شبکه های ایران پخش شد . کارهای دیگر شادمهر

که در ایران ارائه شد هرکدام در زمان خود رکورد شکن بودند. خودش تا زمانی که از

ایران برود از میان ترانه هایی که خوانده بود، " هزار و یک شب" ، "یاس" ، و

"دلخوشی" رابیشتر دوست داشت. در حال حاضر محبوب ترین خواننده موسیقی پاپ

است، بعد از انقلاب اولین خواننده ای بود که در سینما هم به عنوان بازیگر حضور پیدا

کرد . معتقد بود بازیگری کار دشواری نیست. هرگز در عرصه ی موسیقی از استادی

بهره نگرفت و خودش صاحب سبک بود. مادرش را خیلی دوست دارد و در آلبوم آدم و

حوا شعری برای او سروده با نام (یه لقمه نون) ...  اهل دود و دم نیست و سیگار هم

نمی کشد. اردیبهشت سال 1380 ایران را به کانادا ترک کرد. بعد از رفتنش شایعات

زیادی درباره او گرفته شد از جمله اینکه زندانی شده، به بیماری روانی دچار گشته 

و ... ولی همه ی اینها شایعه ای بیش نبود. میگوید دلش برای ایران خیلی تنگ

شده. عرشیا یکی دوسال پیش آلبومی به بازار عرضه کرد به نام بهونه که شادمهر

هم در آن خوانده بود، ولی شادمهر آن ترانه ها را در ایران برای عرشیا اتود زده بود و

عرشیا از این فرصت استفاده کرده و برای شهرت خود این کاست رو به طور مشترک

به بازار عرضه کرد. شادمهر وقتی در ایران بود آلبومی ساخت به نام آدم و حوا که هیچ

گاه مجوز نگرفت و بالاخره... شادمهر پس از بی مهری های فراوان از سوی وزارت

ارشاد و شورای موسیقی و به دنبال مجوز نگرفتن آلبوم آدم و حوا و همچنین ممنوع

الصدا و تصویر شدن علی رقم میل باطنی اش تصمیم به ترک وطن گرفت تا ادامه ی

زندگی موسیقیایی خود را در آنسوی آبها تجربه کند به همین منظور به کشور کانادا

( شهر تورنتو ) مهاجرت کرد تا در آنجا ادامه ی فعالیت های هنری خود را دنبال کند ما

حصل چهار سال اقامت در کانادا سه آلبوم خیالی نیست , آدم فروش , پاپ کرن است

که با استقبال بی نظیر ایرانیان در داخل ایرا سراسر جهان مواجه شد هم اکنون

شادمهر در خارج از کشور به موفقیت های چشم گیری نایل امده و برای بیشتر

خوانندگان و هنرمندان خارج از کشور آهنگسازی - تنظیم و نوازندگی می کند و

کنسرت هایی در شهرهای مختلف جهان با هنرنمایی او برگزار می شود . همچنین

شادمهر هیچ گاه دوست نداشته به لس آنجلس برود و به قول خودش روش "دوری و

دوستی" را در پیش گرفته که تا به حال هم باعث پیشرفت رو به جلو برای وی بوده

است

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 16:42  توسط فرشاد  | 

آيا درست است كه ويلن سخت ترين ساز دنياست؟

ويلن به دليل نداشتن Feret Board   ( يعني نشانه ايي براي محل دقيق انگشت گذاري كه در ساز هاي ايراني به آن پرده يا دستان مي گويند ) يكي از سخت ترين ساز هاي دنياست . به اين معني كه نوازنده بايد با شنيدن زياد موسيقي و يادگيري سرايش ( سلفژ ) گوش خود را تقويت كند تا بتواند جاي دقيق صداها را پيدا كند و صدايي خوش از اين ساز توليد نمايد

 

. تفاوت آموزشي ويلن ايراني و ويلن كلاسيك چيست ؟

در اصل ويلن يك ساز موسيقي كلاسيك غرب است ولي به دليل قابلت هاي فراوانِ اين ساز، مي توان هر نوع موسيقي را با آن اجرا كرد . در شيوه ي كلاسيك ، كوك اين ساز هميشه ثابت است و براي آموزش آن از متدهاي آموزشي غربي استفاده مي شود .  در شيوه ي ويلن ايراني متدي كه در هنرستان آموزش داده مي شود مورد استفاده قرار گرفته و بعد از آموزش مقدماتي اين ساز به نواختن رديف موسيقي ايراني پرداخته مي شود ،  كوك‌هاي مورد استفاده در اين ساز بسيار متنوع بوده و توسط هنرمندان خوش ذوق و مبتكر پيشنهاد شده است و براي هر دستگاه كوك مخصوص آن استفاده مي شود .


 

 

 

اصول نوازندگی ویلن

در سلسله مقالات آموزشی" اصول نوازندگی ویولن" سعی بر آن است تا به تدریج با معرفی، دسته بندی و آموزش نکات متعدد و مختلف مربوط به نوازندگی این ساز، هنرجویان به درکی صحیح در این زمینه دست یابند. همواره در نوازندگی ویولن باید به این اصل توجه داشت که انتخاب طبیعی ترین شکل و فرم برای اندام های مختلف بدن در انجام فعالیت های نوازندگی، صحیح ترین راهکار اجرایی است و انتخاب هر وضعیت غیر طبیعی برای اعضای مختلف بدن، که نوازنده برای استمرار و حفظ آن وضعیت نیازمند صرف نیروی اضافی یا بوجود آوردن کشش های نامتعارف در اعضا گردد، اشتباه است.

در نظر داشتن اصل بالا، باعث می گردد تا تمرین و نوازندگی ساز آسانتر انجام پذیرفته و مشکلات اجرایی جملاتی که نواختن آنها با حفظ حالات اشتباه و غیر طبیعی، ناممکن بوده حل گردد. از طرف دیگر رهایی از استیل های اشتباه باعث می گردد تا نوازندگی با خستگی بیش از اندازه همراه نگشته و لذت بخش شود.

الگوی شماره 1/1:

- نحوه دست گرفتن ساز
بطور کلی ویولن در هنگام نواخته شدن با سه نقطه چانه، شانه و دست چپ در تماس است و هر یک از این نقاط بخشی از بار دست گرفتن ساز را به دوش می کشند. هرچند، نوازنده باید بتواند که ویولن را بدون کمک گرفتن از دست چپ و فقط با کمک گردن و شانه نگاه دارد.

1/1/1- شانه و گردن:
نوازنده نباید برای نگهداری ساز بر روی شانه چپ، آنرا بالا کشد و شانه باید در هنگام گرفتن ساز به همان وضعیت افتاده خود در حالت طبیعی بدن باقی ماند. طبیعی است اگر گردن نوازنده بلند باشد، او ناخودآگاه برای با تسلط گرفتن ساز، نیازمند بالا کشیدن شانه و یا خم کردن اضافی گردن خود به سمت پایین است که البته اتخاذ هر یک از دو مورد فوق توسط نوازنده اشتباه است.

زیرا برای حفظ اولی او باید یک توان اضافی را به شکل بیهوده ای صرف بالا نگه داشتن شانه گرداند که هم باعث خستگی او شده و هم دائما درصدی از فکر او بایستی به حفظ این حالت معطوف باشد. مورد دوم نیز، از آنجا که غضروف ها و مهره های گردن را به حالت کشش بیش از اندازه می اندازد و بر آنها فشار وارد می کند، مطلوب نیست.


بالشتک ویولون
به دو شکل می توان از این معضل رهایی یافت: نخست آنکه به وسیله تکه پارچه ای که بر روی خود برگردانده شده و یا به اصطلاح " تا " شده و در زیر ویولن قرار گرفته است، این ارتفاع تامین گردد و دیگر آنکه از بالشتک های مخصوص کارخانه ای استفاده گردد. انتخاب یک بالشتک مناسب بسیار مهم بوده و می تواند تاثیر بسزایی بر راحت تر نواختن داشته باشد.

نوع مرغوب این بالشتک ها، که دارای قابلیت تنظیم ارتفاع در دو طرف خود است، میتواند مناسب ترین وضعیت ارتفاعی را به شکلی مطلوب در اختیار نوازنده قرار دهند و از دیگر سو، این بالشتک ها که در نقاط پایه ای خود به صورت مفصلی به بدنه اصلی متصل می گردند قابلیت چرخش محدود پایه ها را به بالشتک می دهد که باعث می گردد تا این ابزار از حالت بی انعطافی خارج گشته و به وضعی مناسب بدن نوازنده با ساز ارتباط یابد.

نکته مهمی که باید در این بالشتک ها رعایت گردد، وضعیت طراحی صحفه کف بالشتک و چگونگی طراحی قوس آن است، بطوریکه بالشتک کاملا بتواند از طرفی بر شانه قرار گرفته و از طرف دیگر بر روی استخوان ترقوه و کناره قفسه سینه بنشیند. بر روی صفحه کف باید از فوم یا ابر با ضخامت مناسب پوشانده شده باشد و از استفاده از بالشتک هایی که در آنها از فوم استفاده نشده و یا جنس فوم آنها کیفیت نبوده و دوام ندارند، توصیه نمی شود. در بالشتک های مرغوب پایه ها قابلیت فاصله گیری عرضی از یکدیگر راداشته و بر این اساس می توانند در ویولن هایی با اندازه های متفاوت پشت به پشت کاسه پایینی بکار روند. این قابلیت همچنین باعث می گردد تا بتوان محل قرار گیری بالشتک بر کاسه پایینی را تغییر داد و کنترل و تسلط بهتری بر ساز بدست آورد.

در اینجا باید به یکی از مهمترین مزایای استفاده از بالشتک توجه داشت و آن عدم تاثیرگذاری بالشتک در صدای حاصله از ویولن است. بالشتک باعث می گردد تا بخشی از صدای ساز که به هرحال از طریق صفحه پشتی خارج می گردد جذب پارچه لباس نوازنده نگردد و صدایی خالص از ساز حاصل گردد. ( جالب اینجاست که پارچه های با جنس های متفاوت، می تواند تاثیرات متفاوتی بر صدای ساز گذارد که امتحان آنرا برای علاقه مندان می گذاریم.)

2/1/1- میزان بالا بردن دست چپ:
در حالت کلی، نوازنده باید دست چپ را تا جایی بالا برد که ساز و دسته آن امتدادی افقی با زمین پیدا کند و بهتر است ساز بگونه ای گرفته نشود که دسته و سرپنجه ساز به سمت زمین و یا برعکس آن نشانه گرفته شود. زیرا در حالت اول ستون مهرها به کشش بی مورد به سمت پایین می افتند و همچنین در این حالت، به علت خمودگی نوازنده، تنفس او مشکل تر می گردد. در حالت دوم نیز به مهرهای گردن در جهت معکوس فشار وارد می گردد.

 

 

 

تاریخچه ویلن

ويولن سازي است که مسلما يکي از زيباترين ساخته دست بشر و يکي از دمدمي مزاج ترين آنهاست. شايد بسيار صعب الوصول بودن آن است که بر اعجازش مي افزايد جز براي کسي که برده وار داوطلبانه و از صميم قلب خود را تسليم اين ساز کند ويولن سر نافرماني و لجبازي خواهد داشت و نواهاي چند گانه و دامنه نامتناهي لطايف خود را دريغ خواهد کرد و شخص مي ماند با يکي از آلات دوست داشتني موسيقي که رنجيده دل است و بلا استفاده.



هيچ ويولني مثل ويولن ديگر نيست و هر يک مانند يک وجود بشري ويژه و منحصر به فرد است.

در نواختن ويولن نوازنده موجودي مستقل است هيچ دست بيگانه اي در ملک طلق او اختيار ندارد و هيچ گوشي جز گوش او زير و بم صدا را تعيين نخواهد کرد و به محض اينکه آرشه اش ساز را لمس کند چالشي شگفت انگيز آغاز مي شود.

اين ارتباط شگفت بين ويولن و نوازنده است که اين ساز را منحصر به فرد ساخته.

نوازنده در اين راه هرگز اجازه ندارد که خسته شود گر چه مکن است بارها با ناکامي رو به رو شود ولي هرگز نبايد از پا بيافتد.

وجهه جهاني ويولن را مي توان در سازگاري آن با فرهنگهاي مختلف ديد.

اين ساز هيچ محل ثابت و ساکني به عنوان تکيه گاه ندارد و خود نوازنده نيز چنين وضعي دارد جز در آن نقاطي که پايش زمين را لمس مي کند. دستهاي نوازنده بايد تا حد زيادي انعطاف پذير و قوي و داراي حالت فنري باشد و هميشه در سطح شانه يا در حدود آن سطح به کار گرفته شوند

هر چند ويولن نواختن حرفه بسيار پر زحمتي است ولي خوب ويولن نواختن به هيچ وجه غير ممکن نيست و در واقع در آموزش دادن فرا گرفتن و تسلط يافتن بر آن رضايتي عميق و طولاني نهفته است.

براي دستيابي به نوازندگي بهداشت هم خيلي مهم است: پاکيزگي- برانگيختن جريان خون به کمک اختلاف دما- مالش پوست با دستکش زبر- حرکتهاي ورزشي خاص- استراحت متناوب

ويولن يک ساز ظريف و فرنگي است و طبق نمونه هاي که ساخته مي شود از 58 قطعه مختلف که به طرز دقيقي با هم جور شده اند و وزن آن در حدود 400 گرم مي باشد و ابتدا توسط سازنده ايتاليايي گاسپارو برتولوني اختراع شده است.

از شاگردان مشهور گاسپارو برتولوني آ آماتي بود که او هم بهترين سازنده ويولن در سطح جهان را پرورش داد يعني آنتونيو استراديواريوس.

تا کنون کسي در جهان پيدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکميل نمايد بلکه قادر نبوده ويولني بسازد که از حيث زيبايي و صوت بتواند با ويولن هاي آنتونيو استراديواريس برابري نمايد.جلا و ظاهر خوش ويولن استراديواريس چيزي در حد کيفيت خورشيد که روي پوست ابريشمي تابيده باشد است و هم چنين نرمي و لطافت خاص و منحصر به فرد يا مي توان گفت پختگي.

يکي از کارهاي استراديواريوس ايجاد ويولن کنسرت است که با طنين نيرومند خود در کنسرتها مقام ارجمند دارد و موسيقي بيشتر از اين لحاظ مديون استراديواريوس مي باشد.

تاکنون متجاوز از سه قرن از اختراع اولين نمونه ويولن توسط گاسپارو برتولوني ميگذرد و در اين مدت با وجودي که کشفيات جديدي در علوم فيزيک و شيمي نموده اند نه تنها نتوانسته اند در ساختمان ويولن تغييري بدهند بلکه از رموز کار سازندگان قديم نيز چيزي درک نکرده اند.

اجداد ويولن تير و کمان.

شکل و ساختار ويولن به مثابه بدن يک مونث است به طوري که خط راست ندارد هر چيزي داراي انحنا است کمري زيبا –گردن باريک-پشت گرد شده.

وسيله موسيقي به حد اعلا احساسي و زيبا.

قسمتهاي مختلف ويولن:

اين ساز داراي چهار سيم است که از بم به زير به ترتيب سل ر لا مي کوک مي شود.و به دو طريق اجرا ميشود با آرشه و پيسکاتو

قسمتهاي ساز: 1.تنه 2. دسته 3. خرک و ضمائم.

1. تنه: جعبه اي که ما بين طبله و زيره و جدارهاي طرفي محصور شده است. در روي طبله سيمها-گريف-خرک-سيم گير-و دو شکاف اف قرار دارد. و صدمه پذيرترين بخش ويولن است.

2. دسته يا گردن: در واقع دنباله چوب آبنوس تکيه سيم هاست که محل انگشت گذاري نوازنده در بالاي آن است. انتهاي دسته به جعبه چوبي ختم مي شود که سيم ها در درون آن به دور گوشي ها پيچيده ميشوند.

3. خرک: ما بين سيم ها و طبله ويولن قرار گرفته و فشار سيم ها آن را به طور عمودي نگه مي دارد. نقش خرک اين است که ارتعاش سيم ها را به جعبه ويولن منتقل کند.

4. سيم گير: . سيم گير از آبنوس ساخته مي شود و در فاصله اندکي از خرک تا آخر تنه ويولن کشيده شده است در ته سيم گير تسمه اي از جنس روده است که به دکمه اط که در قسمت پائئن جدار تعبيه شده بند مي شود.



نقش اين ساز چه در ارکستر بزرگ چه به طور جمعي و انفرادي آنقدر پر اهميت است که آن را شاه سازها گفته اند.

 
 
 
 

مشکلات اموزش ویلن

به نام کاشف زيبايي ها
در دنياي بزرگ و با عظمت هنر , خود را آنقدر کوچک ميبينم که برازنده و لايق نام هنرمند نباشم. هميشه گفته ام که خودم را يک هنردوست مي دانم. در بيان بزرگان موسيقي , جايي براي اظهار نظر درباره ي اين هنر " هنر اول " براي بنده نمي ماند. اما در مقام يک دوست , در يک گپ دوستانه شايد بتوان , نه در مورد موسيقي که در مورد وضعيت موزيسين ها چند جمله اي را بيان کرد.
اينکه , يک هنرجو از اولين جلسه ي يادگيري ويلن کلاسيک , چه مسيري را طي مي کند و با چه کمبودها و مشکلاتي مواجه مي شود. اميد است عرايض ناقابل بنده , کمک هر چند کوچکي را به شناخت ناهمواريهاي راه برساند.


از آنجايي که ويلن , ساز کلاسيک است , بدون شک و يقينا , يک هنرجو از ابتدا بايد آنرا با مِتُدِ کلاسيک بياموزد. همانطور که اساتيد بزرگ , حتي موسيقي ايران نظير: استاد ابوالحسن صبا , چندين سال و نزد بهترين استادان ويلن کلاسيک , همين مسير را طي کردند و پس از يادگيري ويلن بصورت کلاسيک , با آن ساز توانا موسيقي ايراني را اجرا کردند. پس از يادگيري ويلن تا حدي که مشکلات نوازنده را بر طرف کند , او مي تواند در هر گرايشي ادامه ي نوازندگي خود را پي بگيرد , اما نکته ي مهم کيفيت آموزش ويلن به روش کلاسيک است که پايه ي موفقيت نوازنده را در هر گرايش بعدي , رقم مي زند. پر واضح معلوم است هر گونه نقصي در پايه ي آموزش , اثرات بد و عادات نادرستي را در هنرجو ايجاد مي کند که رفع آن عادات نادرست , بعضا" به مراتب سخت تر از يادگيري درست آنها از ابتدا مي باشد.
به عنوان يک معضل در اين ميان از کمبود کتاب ها و اتودها و اجراها که در کشورهاي اروپايي به وفور يافت شده و به آساني در دسترس هستند مي توان نام برد. مثلا" , اگر کتابي را که تمرين مي کنيم , در نظر بگيريم که اصل آن با CD و قطعات ساده و شيرين براي نوآموزان تهيه شده , حال آنکه تدريس فقط کتاب ( بدون CD و قطعه هاي مرتبط ) آموزش را خيلي خشک و کسل کننده مي کند و اغلب موجب دلزدگي هنرجو مي شود. نبود معلمان تراز اول يا کم بودن آنها نيز از طرفي ديگر باعث پايين ماندن سطح نوازندگي شده , بخصوص که معلمان خوب فقط در تهران مشغول به فعاليت هستند و بنابراين امکان ادامه ي يادگيري ويلن در حد حرفه اي براي بسياري از هنرجويان مستعد فراهم نمي باشد. عدم توجيه اقتصادي انجام کار هنري را نيز به اين مشکلات بيفزائيد تا ببينيد ديگر به جز يک عاشق چه کسي وقت و انرژي و جواني خود را در راه تحصيل موسيقي صرف مي کند.
اميدوارم در اين چکيده , خيلي انرژي منفي به شما دوستان نداده باشم , اما هدف من از اين گفتگو صرفا جلب حمايت اساتيد بزرگ بوده تا شايد با توجه بيشتر آنها مخصوصا" به شهرستانها امکان پيشرفت هنرجويان مستعد شهرستاني نيز فراهم آيد.
                                             
 
                                   
 
 
                                    
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 17:22  توسط فرشاد  | 

سلام

به این وبلاگ خوش آمدید.هدف این وبلاگ آشنایی بیشتر شما با موسیقی بخصوص

ساز ویولن که خودم با اون آشنایی بیشتری دارم میباشد.

موسیقی در روح و روان انسان تاثیر بسیار زیادی داره و باعث آرامش افکار

میگردد.هرکس ذهن درگیری داره میتونه خودش رو با اون اخت کنه.وقتی موسیقی

گوش میدی چه حسی بهت دست میده؟یاد گرفتن و نواختن اون ۲برابر بهت حال

میده.پیشنهاد من اینه که صدای تمامی سازها رو گوش کنید و اونی که بیشتر به

دلتون میشینه رو انتخاب کنید.بعد به آموزشگاهی که اون موسیقی رو تدریس میکنه

برید و با گذروندن مراحل اون تبدیل به یک هنرمند واقعی بشید

فقط کافیه که تصمیم بگیرید همین

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 16:1  توسط فرشاد  |